الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

124

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

مىگويد : نماز جمعه و عيد فطر و قربان را كسى كه بر مردم چيره شده باشد مىتواند اقامه كند و چون مردم عراق منكر صحت چنين نمازى بودند و مىگفتند ، نماز جمعه و دو عيد [ فطر و قربان ] پشت سر كسى كه بر مردم چيره شده باشد صحيح نيست ، ( به نقل ربيع و مزنى ) چون از شافعى اين مسأله را پرسيدند ، گفت : مانعى ندارد و مىتوان نماز جمعه و دو عيد را پشت سر كسى كه فرمان مىدهد اقامه كرد . و بدرستى كه على با مردم نماز گزارد در حالى كه عثمان در محاصره بود . ابو حذيفهء قرشى هم از محمد بن اسحاق و ديگران روايت مىكند كه مىگفته‌اند ، گروهى پيش عثمان - در حالى كه محصور بود - رفتند و گفتند : عقيده‌ات چيست دربارهء اين اشخاصى كه روز جمعه با مردم نماز مىگزارند و تو اين چنين در محاصره‌اى و تو به آنان دستورى نداده‌اى ؟ ( در مدت محاصرهء عثمان يك روز جمعه طلحه با مردم نماز گزارده بود . ) مىگويند عثمان گفته است : هرگاه آنان كار خوب و حسنه‌اى انجام مىدهند از ايشان پيروى كنيد و هرگاه كار بد انجام مىدهند پيروى مكنيد . نماز كار پسنديده‌اى است ، هرگاه نماز مىگزارند با آنان نماز بگزاريد . پس طرفداران عثمان گمان كرده‌اند كه على متهم در خون عثمان است به خاطر نمازى كه روز عيد قربان بدون اجازهء او با مردم گزارده است . و شافعى مدعى است كه على ( ع ) مىبايست چنين كند ، و هيچ كس از طرفداران عثمان ، طلحه را به واسطهء نمازش با مردم ، در روز جمعه و درحالىكه عثمان در محاصره بود ، متهم در خون او نكرده است و نسبت غلبه يافتن بر مردم - با نماز گزاردن - را به او نداده‌اند و او را از خون عثمان مبرا مىدارند و حال آنكه او محاصرهء عثمان را به عهده داشت تا اينكه كشته شد . و اين كار را در مخالفت و جنگ با امير المؤمنين على ( ع ) بهانه قرار مىدهند و به ظاهر خون عثمان را از او مطالبه مىكنند . بدرستى كه عقل اين قوم ضعيف و انديشه‌شان سخيف است كه چنين شبهه‌اى ايراد مىكنند . ديگر مسائلى كه متعلق به اين گروه است ، و به وسيلهء آن مدعى دخيل بودن على ( ع ) در خون عثمان مىشوند - غير از آنچه آورديم و شمرديم - ماندن او در مدينه است ؛ و مىگويند اسامة بن زيد به على ( ع ) گفت از مدينه بيرون برود . در اين مورد ابو حذيفهء قرشى از قول رجال خود نقل مىكند كه مىگفته‌اند ، اسامة بن زيد به على ( ع ) گفت : اى ابو الحسن ! به خدا سوگند كه تو در نظر من از چشم و گوشم